الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

35

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

كتاب الهى ياد كرده است ؛ زيرا اطاعت از روايات صحيح و قرآن كريم واجب است . از طرفى ، برخى از صحابه براى سهولت حفظ ، احاديث را مىنوشتند تا آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جز صحيفه على بن ابى طالب ( كرّم اللّه وجهه ) از كتابت غير قرآن نهى فرمود . در اين‌جا مىتوان چنين نتيجه گرفت : اين آيه كه عمر مدعى آن است ، احكامى بوده كه او با واژگان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حفظ داشته است و تعبير از آن به آيه‌اى از قرآن از باب مجاز است ، هرچند خود عمر آن را به‌عنوان حقيقت به كار بسته است نه مجاز . . . » . « 1 » عبارت اخير استاد عريض خالى از ظرافت نيست ، زيرا با گوشه و كنايه ، اشاره مىكند كه چگونه امر به اين بزرگى براى عمر مشتبه شده و او نتوانسته است بين زيبايى كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با شيرينى كلام الهى فرق گذارد و هريك را به جاى ديگرى بينگارد و به جاى آنكه كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را شبيه كلام خدا بداند و آن را مجاز و از باب استعاره بداند اشتباه خود را نمودار ساخت و آن را حقيقت پنداشت . اين توهم آشكارى است كه او مرتكب شده است ؛ به‌ويژه آنكه تا پايان عمر خود بر اين ديدگاه پافشارى كرده است . ابن حزم نيز در آخر به اشتباه خود - در دفاع از نسخ تلاوت - پىبرد و كوشيد اين اشتباه را به‌گونه‌اى ديگر وانمود نمايد . او مىگويد : « شايد مراد از « آيه » در گفتار عمر حكم شرعى باشد به اين اعتبار كه قرآن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را چنين توصيف كرده است : « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ؛ « 2 » و از سر هوس سخن نمىگويد . اين سخن به جز وحيى كه وحى مىشود نيست » و مراد عمر آيه‌اى از متن وحى قرآنى نبوده است » . هم او در كتاب الاحكام چنين مىگويد : « عده‌اى مدعىاند آيه رجم و آيه رضعات از قرآن نيست . ما هم از پذيرش اين عقيده ابايى نداريم ، چنان كه قطع نداريم كه اينها قرآنى بوده كه در نمازها تلاوت مىشده است ؛ ليكن ما معتقديم : اينها وحى بوده و مانند وحى از جانب خداوند بر پيامبرش نازل شده است ، پس آنچه تلاوت شد در مصاحف نوشته و در نمازها خوانده شد ؛ و اما بقيهء وحى مثل

--> ( 1 ) . شيخ على حسن عريض ( بازرس وعظ در الازهر ) ، فتح المنان في نسخ القرآن ، ص 226 - 224 . ( 2 ) . نجم 53 : 4 - 3 .